روزا صدای تلویزیونش رومخه، شبا صدای خروپفش، صبحام صدای خش و فیش رادیوش...یه وقتام که تو حیاطم، یهو میبینم به بهونه پهن کردن رختاش دست به کمر وایساده رو پشت بوم زل زده به من...لقب همسایه جهنمی بعد این ابداع شد//:
برچسب:
نویسنده: علی کریمیان
اومدم دیدم ۱۱ تا کامنت دارم انقدررر ذوقمندم که خواستم اینجا تو یه پست اختصاصی اعلام کنم ^______^
دلم نمیاد تاییدشون کنم دلم میخواد اون ۱۱ قرمزه همونجوری بمونه@_@
برچسب:
نویسنده: علی کریمیان
تو همه چیز شکل و چهره میبینم.ابر، کوهها، طرحای روی سنگ و سرامیک، طرح چوب و فرش و..یعنی گاهی تو اولین نگاه، اون طرح ذهنی رو میبینم تا شکلِ واقعی جسم!!!خیلی از آدما اینطورین ولی واسه من خیلی شدیده..پیش
برچسب:
نویسنده: علی کریمیان